Skip to content

Arcade › آخرین صبح

آخرین صبح

  • 3d
  • third-person
  • exploration
  • story
  • post-apocalyptic
  • choice-driven
  • mobile-friendly
0
Remix it Discord

0 plays

How to play

Click the game above and it runs right here in your browser. No download, no installer, no account needed. ahoorafarahmand2222 built it with Cinevva, so it works on a phone or a tablet too.

Discussion

Nobody has said anything about آخرین صبح yet. Play it, then tell ahoorafarahmand2222 what you would add next.

Make your own game

آخرین صبح was built by ahoorafarahmand2222 with the Cinevva game creator: describe the game you want in chat, watch it get built, and play it in your browser minutes later.

Remix آخرین صبح opens the real game in the creator and forks its actual files, chat and design doc, so you start from the code rather than from a description.

Read the build brief for آخرین صبح

Cinevva's analyzer read this game's design doc and its source, then wrote the brief below. "Make your own" hands it to the game creator as your opening message, so you start from a real spec rather than a one-line idea.

یک بازی سه‌بعدی داستانی اکتشافی با عنوان فارسی «آخرین صبح» بساز، با رابط کاربری راست‌به‌چپ و متن‌های فارسی. دوربین سوم‌شخص پشت سر شخصیت باشد و بازیکن بتواند با WASD یا کلیدهای جهت‌دار حرکت کند؛ روی موبایل نیز کنترل لمسی شبیه جوی‌استیک داشته باشد. شخصیت اصلی یکتا، یک کاراکتر انسانی با لباس ماجراجو، از یک پناهگاه در انتهای جاده‌ای متروک بیرون می‌آید. حرکت، پرش، گرانش و برخورد محیطی ساده داشته باشد و دوربین آزادانه بازیکن را دنبال کند.

فضای بازی یک شهر ویران و خاموش سی سال پس از جنگ انسان‌ها و ربات‌ها است: زمین خاکستری و زمخت، یک جاده‌ی تیره در مرکز، مه/فگ در دوردست، نور گرم و کم‌رنگ صبحگاهی با سایه‌های نرم، و ساختمان‌های آپارتمانی نیمه‌ویران و بلوک‌های شکسته در دو طرف مسیر. چند قطعه آوار و صفحات فروریخته روی زمین قرار بده. سه ربات مکانیکی خاموش و بی‌حرکت در نقاط مختلف شهر دیده شوند؛ آن‌ها فقط انیمیشن idle ظریف داشته باشند و دشمن یا مبارزه‌ای وجود نداشته باشد. یک کامیون خاکستری رهاشده در میدان شهر، یک گیتار قدیمی روی زمین نزدیک ابتدای مسیر، یک جعبه/بسته‌ی غذای زردرنگ و چند لکه یا زخم موشک روی جاده قرار بده. در انتهای مسیر، نزدیک مختصات تقریبی دوردست شهر، یک سگ سفید/روشن مخفی باشد که ابتدا قابل مشاهده نیست.

در شروع، یک پنل بزرگ تیره و نیمه‌شفاف با حاشیه‌ی طلایی نمایش بده. عنوان «آخرین صبح» طلایی باشد و متن مقدمه توضیح دهد که انسان‌ها و ربات‌ها همدیگر را نابود کرده‌اند، یکتا در پناهگاه بیدار شده و بیرون آپارتمان‌های نیمه‌ویران، ماشین‌های سوخته و ربات‌های خاموش منتظرند. راهنمای کنترل WASD/جهت‌ها و جوی‌استیک موبایل را نشان بده و دکمه‌ی «بیدار شدن یکتا» داشته باش. پس از شروع، پنل هدف کوچک در گوشه‌ی بالا-چپ با متن «هدف: شهر خاموش را بگرد و راهی برای رسیدن به سگ پیدا کن.» نشان داده شود.

اکتشاف را با پیام‌های روایی کوتاه پیاده کن: ابتدا پیام «صبح خاکستری است. یکتا، آهسته از پناهگاه بیرون می‌آید.» نمایش داده شود. وقتی یکتا به گیتار نزدیک می‌شود، پیام تعاملی درباره‌ی گیتار خاک‌گرفته و نواختن چند نت در خیابان خالی نشان بده. وقتی به جعبه‌ی غذا نزدیک می‌شود، پیام بگوید دو قوطی غذا، کمی آب و یک چراغ‌قوه برای یک روز وجود دارد. وقتی به کامیون نزدیک شد، یک پنل انتخاب در مرکز صفحه باز شود با عنوان «ماشین سالم است» و توضیحی درباره‌ی انتخاب بین جاده‌ی سریع‌تر یا پیاده‌روی در دل شهر. دو دکمه داشته باشد: «سوار ماشین شو» و «پیاده ادامه بده». انتخاب ماشین متن روایی «یکتا پشت فرمان نشست؛ پاهایش به پدال نمی‌رسید، اما جاده منتظر نمی‌ماند.» را نشان دهد؛ انتخاب پیاده متن «یکتا ماشین را رها کرد. بین دیوارهای ترک‌خورده، ردپای زندگی را دنبال کرد.» را نشان دهد. هر دو انتخاب بازی را به مرحله‌ی ادامه‌ی مسیر ببرند؛ تفاوت اصلی در پیام هدف/روایت باشد، نه یک سیستم رانندگی یا مسیر جداگانه.

پس از انتخاب، هدف بازیکن رسیدن به سگ در انتهای شهر و نزدیک شدن به آن باشد. وقتی بازیکن به محدوده‌ی سگ رسید، سگ ظاهر شود و بازی وارد یک پرده‌ی سینمایی پنج‌ثانیه‌ای شود: کنترل حرکت متوقف شود، صفحه با لایه‌ی تیره پوشانده شود، دوربین نرم به سمت سگ حرکت کند و به آن نگاه کند. عنوان سینمایی «سگِ آخرین خاطره» و متن فارسی «یکتا دست‌هایش را باز کرد. سگ یک قدم جلو آمد؛ بعد نور از میان بدنش عبور کرد و همه‌چیز به خاکستر درخشان تبدیل شد.» را نمایش بده. سگ در این صحنه کمی بتپد، سپس با نور طلایی/کِرِم درخشان شود، شفافیتش کم شود و محو گردد. دکمه‌ی «رد کردن صحنه» در پایین صفحه امکان پایان زودتر این پرده را فراهم کند.

بعد از پرده، پنل پایانی مرکزی با عنوان «چهار راه، چهار حقیقت» و متن «صحنه تمام شد. حالا تصمیم بگیر یکتا با این خاطره چه می‌کند.» نمایش بده. چهار انتخاب نهایی ارائه کن: «در شهر بمان و نگهبان خاطره‌ها شو»، «به شمال برو و دنبال انسان‌های دیگر بگرد»، «ربات‌ها را دوباره روشن کن»، و «به پناهگاه برگرد و دوباره بخواب». برای هرکدام پایان متنی جدا نشان بده: پایان نگهبان—«یکتا ماند. صبح‌های بعدی، از میان خرابه‌ها درخت و موسیقی رویید.»؛ پایان افق—«یکتا به شمال رفت؛ پشت مه، یک چراغ واقعی روشن بود.»؛ پایان همزیستی—«یکتا ربات‌ها را بیدار کرد تا جنگ را به یاد بیاورند، نه اینکه دوباره شروعش کنند.»؛ پایان خواب دوم—«یکتا به پناهگاه برگشت. این بار خوابش، خاطره‌ی یک آینده بود.» در پایان عبارت کوچک «این یکی از چهار پایان مخفی بازی است.» و دکمه‌ی «شروع دوباره» قرار بده.

سبک بصری کم‌جزئیات و سینمایی باشد: مدل‌های سه‌بعدی ساده‌ی low-poly برای انسان، سگ، ربات‌ها، کامیون و خرابه‌ها، پالت خاکستری/زغالی برای شهر، نور طلایی برای صبح و متن‌ها، و پنل‌های UI با زمینه‌ی سرمه‌ای بسیار تیره، شفافیت، گوشه‌های گرد و حاشیه‌ی طلایی. از HUDهای امتیاز، جان، تیراندازی، موجودی یا مبارزه استفاده نکن؛ تمرکز بازی بر حرکت، مشاهده‌ی نشانه‌های محیطی و انتخاب‌های روایی است.

More free browser games

Browse the whole Arcade →